بسیجی باخدا
تا زنده ام و نفس میکشم شکرت میکنم خدا

خطا از من است، می دانم. از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد"، اما به دیگران هم دلسپرده ام. از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین" ، اما به دیگران هم تکیه کرده ام. اما رهایم نکن... بیش از همیشه دلتنگم... به اندازه ی تمام روزهای نبودنم..."
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
تقویم امروز
تاریخ روز
وضعیت آب و هوا
حدیث
ذکر ایام هفته
تصاویر تصادفی

نظرسنجی


آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبیر در آیات قرآن
آیه قرآن

دانشنامه سوره های قرآن
سوره قرآن

کد همراه با قرآن
آیه قرآن تصادفی

کارنامه دفاع مقدس
جنگ دفاع مقدس

ارسال شده در سه شنبه 3 دی 1392 ساعت 08:01 ب.ظ توسط شهرام رحیمی


جوان گفت:« زیارت بخوان.»

پیرمرد گفت:« سواد ندارم.»

جوان شروع کرد به خواندن. سلام داد به معصومین تا امام عسکری (ع)

پرسید:« امام زمانت را می شناسی؟» پیرمرد جواب داد:« چرا نشناسم؟»

... گفت:« پس سلام کن»

مرد دستش را روی سینه اش گذاشت:

«السلام علیک یا حجه بن الحسن العسکری»

جوان لبخند زد: « و علیک السلام و رحمه الله و برکاته»
ارسال شده در سه شنبه 3 دی 1392 ساعت 08:00 ب.ظ توسط شهرام رحیمی
ارسال شده در سه شنبه 3 دی 1392 ساعت 08:00 ب.ظ توسط شهرام رحیمی


آهای زمستان!

حواست جمع باشد…

دور تو و هوا و عاشقانه هایت را خط خواهم کشید اگر با آمدنت

آقــــــــای من یک سرفه کند!!!…

موضوع : دفاع مقدس , 

ﮔﻔﺖ : ﮐﻪ ﭼﯽ؟ ﻫﯽ ﺟﺎﻧﺒﺎﺯ ﺟﺎﻧﺒﺎﺯ ، ﺷﻬﯿﺪ ﺷﻬﯿﺪ!

ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﻣﺎ ﭼﻪ .. ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ﻧﺮﻥ ! ﮐﺴﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭﺷﻮﻥ ﻧﮑﺮﺩﻩ
ﺑﻮﺩ ﮐﻪ!

ﮔﻔﺘﻢ :ﭼﺮﺍ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ! ﻣﺠﺒﻮﺭﺷﻮﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩ!

ﮔﻔﺖ :ﮐﯽ؟ !!

ﮔﻔﺘﻢ :ﻫﻤﻮﻥ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻧﺪﺍﺭﯾﺶ!

ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ؟ ! ﭼﯽ ﺭﻭ؟!
.
.
ﮔﻔﺘﻢ : ﻏﯿﺮﺕ!!!
ارسال شده در دوشنبه 2 دی 1392 ساعت 11:10 ب.ظ توسط شهرام رحیمی





افشاگری مجری و برنامه‌ساز سابق شبکه من و تو و بازگو کردن علت جدایی از این شبکه جنجال بسیاری را در فضای مجازی به وجود آورد.به نوشته یکی از کاربران

شبکه بالاترین، بیش از چند روز از افشاگری‌های پریسا - س نگذشته بود که در کمال تعجب به یکباره اکانت فیسبوک شخصی وی هک و حذف گردید.

باشگاه خبرنگاران در ین باره نوشت: حذف فیسبوک پریسا سوال های فراوانی را در پی داشت تا اینکه وی در توییتر خود از تهدیدهای مسئولین شبکه من و تو خبر داد.وی در پستی جنجالی سوءاستفاده های اخلاقی و روابط جنون آمیز برخی از کارکنان شبکه را یکی از دلیل های اصلی ترک این شبکه اعلام کرد. «پریسا - س» پیشتر در اقدامی جداگانه با انتشار عکس هایی از روشنا (یکی از شرکت کنندگان برنامه آکادمی گوگوش)، از دست درازی یکی از کارمندان شبکه من و تو به روشنا و در ادامه از خودکشی نافرجام وی پرده برداشت.

بالاترین می افزاید: پریسا - س که اقدام مسئولین شبکه من و تو را در هک کردن فیسبوکش غیرحرفه ای و مغایر با آزادی بیان توصیف کرد نوشت: «متاسفانه کسانی که ادعای آزادی بیان دارند وقتی نظر شخصی ات را در مورد چیزی که دوست نداری میگی خیلی زود عصبانی میشن و کاملا بچگانه برخورد می کنن. باید به شبکه بگم که با بستن آی دی فیسم نمی تونید واقعیت رو از بین ببرید. من هنوز با کارهاتون مخالفم. شما زن رو بازیچه خودتون می دونید.»

این افشاگری درباره روابط غیراخلاقی و رسوایی مربوط به بستری شدن شرکت کننده آکادمی گوگوش در کنار رسوایی دیگر رها اعتمادی مجری اصلی آکادمی مذکور در آزار و اذیت یک کودک 11 ساله باعث شده تا به نوشته بالاترین مدیران شبکه فعلا برای ادامه فعالیت دچار سردرگمی شوند.یادآور می شود پریسا- س در صفحه فیس بوک خود به شکل سربسته نوشته است: خیلی وقته که با خودم کلنجار میرم حرفهای دلموم بزنم یا نه. هیچ وقت دوست نداشتم در مورد علت نبودنم حرفی بزنم اما این مسیج ها و درخواست های شما دوستان بود که منو وادار کرد تا پا رو دلم بذارم و حرف دلم و بزنم. خیلی سخته بخوام در مورد کسانی صحبت کنم که باهاشون زندگی کردم البته باید بگم بودن افرادی که به سرنوشت من دچار شدن.

وقتی با همسرم رفتیم لندن با من و تو آشنا شدیم که ای کاش هیچ وقت این اتفاق نمی افتاد اما اون زمان به خاطر شرایط اقتصادی خانواده ام چاره ای جز این نداشتم. حتی تصورشم سخته که بخوای تو شرایطی کار کنی که با روحیه است جور در نیاد ولی میشد یه جورایی باهاش کنار اومد. تنها چیزی که نمی شد باهاش کنار اومد و برام خیلی سخت و عذاب آور بود این بود که بخوام با کسی غیر از همسر خودم رابطه داشته باشم و یا قبول کنم که همسرم با کسی غیر از من باشه. چیزی که برای خیلی از اعضای شبکه عادی بود. اونقدر عادی که حتی همسراشونو به همدیگه پیشنهاد می دادند و به این بهونه مهمونی می گرفتند. واقعا شرمم میاد از چیزهایی که تو این مهمونی ها میگذشت بگم.



من در اتاق یک رئیسی رفتم، کار داشتم. تا در را باز کردم دیدم یک دختری حالا یا دختر یا خانم خیلی خوشگل است. تا در را باز کردم، اوه... چه شکلی!

داخل اتاق رئیس رفتم گفتم: شما با این خانم محرم هستی؟
گفت: نه!

گفتم: چطور با یک دختر به این زیبایی تو در یک اتاق هستی و در هم بسته است.
گفت: آخر ما حزب اللهی هستیم.

گفتم: خوشا به حالت که اینقدر به خودت خاطرت جمع است. حضرت امیر به زن‌های جوان سلام نمی‌کرد.
گفتند: یا علی رسول خدا سلام می‌کند تو چرا سلام نمی‌کنی؟
گفت: رسول خدا سی سال از من بزرگتر بود. من سی سال جوان هستم. می‌ترسم به یک زن جوان سلام کنم یک جواب گرمی به من بدهد، دل علی بلرزد.
گفتم: دل علی می‌لرزد، تو خاطرت جمع است.

بعضی‌ها خودشان را از امیرالمؤمنین حزب اللهی‌تر می‌دانند.
بعضی خودشان را از مراجع تقلید حسینی تر می‌دانند.

استاد محسن قرائتی
ارسال شده در دوشنبه 2 دی 1392 ساعت 11:04 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : شهدا ,  دفاع مقدس , 

خاطرات زیبای منطقه
*****************************************************
ریش و پل/
شهید ابوالحسنی را بچه ها دایی صدا می زدند. این اواخر ریشش حسابی بلند شده بود. شاید یك قبضه!
ـ دایی! ماشاءالله چه ریشی بلند كرده ای!
ـ اگر از پل بگذرد ریش است والا پشم هم نیست!
ارسال شده در دوشنبه 2 دی 1392 ساعت 11:02 ب.ظ توسط شهرام رحیمی


از آیت الله بهجت سوال شد:
چه كنیم تا نماز صبحمان قضا نشود؟
در پاسخ فرمودند:
كسی كه باقی نمازهایش را در اول وقت بخواند...!
خدا او را برای نماز صبح بیدار خواهد كرد...!!!
ارسال شده در دوشنبه 2 دی 1392 ساعت 01:16 ب.ظ توسط شهرام رحیمی


تعداد صفحات : 8

 | ... |  5 |  6 |  7 |  8 | 
بسیجی با خدا  |  Designed By basijibakhoda
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic