بسیجی باخدا
تا زنده ام و نفس میکشم شکرت میکنم خدا

خطا از من است، می دانم. از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد"، اما به دیگران هم دلسپرده ام. از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین" ، اما به دیگران هم تکیه کرده ام. اما رهایم نکن... بیش از همیشه دلتنگم... به اندازه ی تمام روزهای نبودنم..."
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
تقویم امروز
تاریخ روز
وضعیت آب و هوا
حدیث
ذکر ایام هفته
تصاویر تصادفی

نظرسنجی


آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبیر در آیات قرآن
آیه قرآن

دانشنامه سوره های قرآن
سوره قرآن

کد همراه با قرآن
آیه قرآن تصادفی

کارنامه دفاع مقدس
جنگ دفاع مقدس

ارسال شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 ساعت 02:43 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس , 

ـﮧ 28 خرداد سال 67◣

✔صـ✘ـدام کـﮧ سلاح هاے پیشرفتـﮧ زیادے

در اختیار منافقیـ✘ـטּ قرار داده بود✦

عملیات مشترکے را با همكارے یگاטּ هاے پیاده منافقیـ✘ـטּ

و با هدف تصرف شهر //مهراטּ// انجام داد

آتش سنگیـטּ توپخانـﮧ عراق شهر خالے از سكنـﮧ //مهراטּ// را كاملا ویراטּ ساخت

منافقیـ✘ـטּ شهرے را تصرف كردند كه هیچ گونـﮧ جاندارے در آטּ نبود✦

اما آنها مے خواستند اینگونـﮧ القا کنند

کـﮧ فتح بزرگے انجام داده اند

و نام آטּ را 【عملیات چلچراغ】 نهادند● ● ●
ارسال شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 ساعت 02:40 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : شهدا , 

/گروهبان یکم شهید بهزاد شاهرخ/


در آخرین روز شهریور ۱۳۴۷ متولد شد


با شروع جنگ تحمیلے در بسیج دوره هاے آموزش نظامے را

گذراند و در سال ۱۳۶۲در ۱۴ سالگے داوطلبانـﮧ عازم جبهـﮧ شد



وے در 66/7/19 از ناحیـﮧ سینـﮧ و کتف و هر دو پا مجروح

گردید و بعد از ۴۰ روز دوباره بـﮧ جبهـﮧ بازگشت ،در 67/1/21 از

ناحیـﮧ سر مجروح و شنوایی یک گوش را از دست داد اما

دوباره بـﮧ جبهـﮧ بازگشت


سرانجام در اولین روز هاے دے ماه ۱۳۶۸ در درگیرے تن بـﮧ تن

با منافقین در منطقه سردشت بـﮧ شهادت رسید
ارسال شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 ساعت 02:36 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : موضوعات برون مرزی , 

✔✖✦✔✖✦✔✖✦✔✖✦✔✖✦

صهیونیستهای کثیف ...

✔✖✦✔✖✦✔✖✦✔✖✦✔✖✦

خیلی وقته نگفتی

✔ مرگ بر اسرائیل
ارسال شده در یکشنبه 17 شهریور 1392 ساعت 10:37 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : شهدا , 

بییست و پنج سال پاسدار انقلاب بودن و بچه نداشتننش را همه می دانستند؛ اما کسی نمی دانست که کاک لطیف، حقوقش را تقسیم بر سه می کرده؛

یک بخش برای خانواده اش، یک بخش برای برادر و پدر پیرش و بخش سوم برای بپه های یتیم مریوان، درست یک روز بعد از سفر آقا به مریوان بود که همه فهمیدند کاک لطیف، می خواسته جای بچه ی نداشته اش، برای یتیم های مریوان پدری کند؛ همان روزی که همراه با کاک احمد کرمی، توسط گروهک پژاک، ترور و شهید شدند.

ــــــــــــــــــــــــــ

خاطره ای از شهید کاک لطیف راستی/ امتداد45،ص58
ارسال شده در یکشنبه 17 شهریور 1392 ساعت 10:31 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : پند و اندرز ها , 

خــــدا نکنـــــد....
ارسال شده در یکشنبه 17 شهریور 1392 ساعت 10:22 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : فرهنگی ,  حجاب , 

===>>قدر خودت را بدان!!

خسته نشدی از حقارت و ضلالت . . ؟!

خسته نشدی از خون کردن دل مهدی فاطمه ؟!

خسته نشدی از عهد شکنی های پیاپی ات با خداوند . . .

قدرِ خودت را بدان. تو بیشتر از یک مانکن متحرک ارزش داری.
ارسال شده در یکشنبه 17 شهریور 1392 ساعت 10:19 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : جنگ نرم ,  فرهنگی ,  حجاب , 

===>>قدر خودت را بدان!!

«اول قدرِ خودت را بدان. تو بیشتر از یک مانکن متحرک ارزش داری. قدرِ خودت را که بدانی، شب و روزت قدر می شود...»
ارسال شده در یکشنبه 17 شهریور 1392 ساعت 09:16 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : مطالب برگزیده , 

حکایت می کنند که دو نفر بر سر قطعه ای زمین نزاع می کردند
و هر یک می گفت: این زمین از آن من است.

نزد حضرت عیسی علیه السلام رفتند.
حضرت عیسی علیه السلام گفت:
اما زمین چیز دیگری می گوید!

گفتند : چه می گوید ؟

گفت: می گوید هر دو از آن منند ...

+ « أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ »
سوره مؤمنون آیه115
ارسال شده در یکشنبه 17 شهریور 1392 ساعت 09:15 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : شهدا , 

"" توبـــــــه یک شهیــــــد ""
شهدا مثل ما، انسان‌های دیگر روی زمین هستند فقط بزرگترین فرقی که می‌کنند اهل عمل هستند و در راه خدا اولین عمل توبه و بازگشت است...
ارسال شده در یکشنبه 17 شهریور 1392 ساعت 09:15 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : حجاب , 

چرا چادری شدم؟؟؟

گفتم: چه می‌دانم، لابد این ‌طوری خوش‌تیپ تری!!!

گفت: خیر!!!

گفتم: خب لابد فهمیدی این ‌طوری حجابت کامل‌تره مثلاً!!!

گفت:خیر !!!

گفتم: ای بابا!!! خب لابد عاشق یکی شدی، اون گفته اگه چادر بپوشی بیشتر دوستت دارم!!

گفت: نزدیک شدی!!!

گفتم: آها!!! دیدی گفتم همه ‌ی قصه ‌ها به ازدواج ختم می‌شوند؟ دیدی!!!

گفت: برو بابا… دور شدی باز...

گفتم: خب خودت بگو اصلاً...

گفت: یک جایی شنیدم چادر، لباس “حضرت زهرا”ست، خواستم کمی شبیه “حضرت زهرا” باشم


تعداد صفحات : 14

 | ... |  5 |  6 |  7 |  8 |  9 |  10 |  11 |  ... | 
بسیجی با خدا  |  Designed By basijibakhoda
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic