بسیجی باخدا
تا زنده ام و نفس میکشم شکرت میکنم خدا

خطا از من است، می دانم. از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد"، اما به دیگران هم دلسپرده ام. از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین" ، اما به دیگران هم تکیه کرده ام. اما رهایم نکن... بیش از همیشه دلتنگم... به اندازه ی تمام روزهای نبودنم..."
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
تقویم امروز
تاریخ روز
وضعیت آب و هوا
حدیث
ذکر ایام هفته
تصاویر تصادفی

نظرسنجی


آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبیر در آیات قرآن
آیه قرآن

دانشنامه سوره های قرآن
سوره قرآن

کد همراه با قرآن
آیه قرآن تصادفی

کارنامه دفاع مقدس
جنگ دفاع مقدس


موضوع : موضوعات برون مرزی , 

در بسیاری از مناطق عراق همزمان با ماه محرم مردم اهل سنت این کشور به

طور گسترده در مراسم عزاداری امام حسین(ع) و یاران باوفای ایشان شرکت

می‌‌کنند و به شیوه‌های مختلف به عزاداری می‌پردازند.

در تصویر زیر دو نظامی عالیرتبه ارتش عراق درحال ادای فریضه نماز در صحن

حرم اباعبدالله الحسین علیه السلام هستند. یكی شیعه و دیگر سنی است

، هر دو برادر دینی و در لباس خدمت. تصویری كه خوشایند دشمنان اسلام نیست.
ارسال شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 ساعت 06:04 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس ,  شهدا , 

می خواست بره و بچه ها منتظرش بودن...
حس عجیبی داشت، انگار می دونست این دفعه برگشتنی نیست!
اضطراب داشت که چجوری با مادر خداحافظی کنه...
با خودش می گفت: «یعنی الان چی می خواد بگه، من که طاقت ندارم بشنوم...»
فکر می کرد الان قراره بشنوه که پسرم زود برگرد! من رو تنها نذار و زود به زود بهم زنگ بزن و...
بالاخره دلش رو زد به دریا و رفت جلو، دست مادر رو بوسید و از زیر قرآن ردش کرد...
منتظر شنیدن شد که یه دفعه مادر گفت:
«خداحافظ پسرم، سلام من رو به حضرت زهرا(س) برسون»
ارسال شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 ساعت 06:03 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : حجاب , 

چادر من، لباس متهمان در دادگاه یا زندان نیست ...

چادر من، برای نشان دادن فقر در سریال ها و فیلمها نیست ...

چادر من، فقط برای رفتن به اماکن زیارتی نیست ...

چادر من، تاج بندگی من است.

دلنوشته:

بیایید با حجاب مناسب و برتر، آبروی امام زمانمان را نبریم.
ارسال شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 ساعت 06:01 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : بیانات مقام معظم رهبری , 



مذاکره با آمریکا در کلام امام مسلمین(2)


ما ازاول هم اهل تعامل بادنیا بودیم؛

منتهادرتعامل،طرف مقابل رابایدشناخت؛

شگردهای اورابایددانست؛

هدفهای اساسی وکلان رابایددر مدّنظرداشت.

ممکن است دشمنی سرراه شما رابگیرد،بگوید ازاینجانبایدجلو بروید. سازش بااو به این صورت نیستکه شما قبول کنیدبرگردید؛ هنر این است که شما کاری کنید که راهتان را ادامه دهید،او هم مانع کارشما نشود

والّا اگرچنانچه توافق وتفاهم به این معنابودکه اوبگوید شمابایدازاین راه برگردید، شما هم بگوئید خیلی خوب، این که خسارت است...
۱۳۹۲/۰۴/۳۰


ارسال شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 ساعت 05:56 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : شهدا ,  دفاع مقدس , 

شهید حسن خلعتبری :

اگر ذره ای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن بچسبد

آن را با خونم می شویم
ارسال شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 ساعت 05:55 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : شهدا ,  دفاع مقدس , 

طلبه شهید رضا دهنویان : «بگذارید گمنام باشم که به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از اینکه فردا افرادی وصایایم

را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند.»
ارسال شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 ساعت 05:53 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : شهدا ,  دفاع مقدس , 

خداحافظ رفیق!



هیچ لحظه ای دردناکتر از لحظه خداحافظی هست...؟!!!...دلم می ریزد درد تمام وجودم را در هم می پیچد وقتی خودم را جایش می گزارم!
وقتی بدانی که باید بروی و دیگر هیچ وقت این رفیق ها را نبینی!دیگر صدای شان را نشنوی!دیگر در کنار هم نخندی!دیگر...دیگر...دیگر...دردت ده ها برابر می شود وقتی بگویند" باید برگردی عقب!"
چند لحظه ای کوتاه و وقت خداحافظی...!در قالب یک انسان می گنجد؟
به خدا نه...به خدا نه....به خدا نه....
ارسال شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 ساعت 05:53 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس ,  شهدا , 

ای شهید
ای شهیــــــــــد ! عشـــق را بـا خـون خـود كردی تـو معنـا ای شهیـد!خـــــویـش را بـردی بـه اوج عـرش اعـلا ، ای شهید! زنـــدگی  تسلیم   تـو  شد ، مــرگ خــالی از عــدمزنــــده تـــر از تــو نمی بینــــم بـه دنیــــا ای شهیـد! در كـــلاس عشـق تــو ، استــادهــا  بنشستــه اندكــــز تـو آمـوزنــد  ســــرمشق  الفبــــا،  ای شهید! نــور  می پــاشی  بسان   مــاه   بــــر   قصر  امــلعشـــق می نوشد ز تـو عــاشقترین ها ای شهید! مـــأمـــن جــانْ پَـــرورت ، ســـــرمنــزل  مقصـــودهاحــــاصلــی از  بــاورت  ، روح   تـجــــــــلّا ای شهید! عـــتـالمی حیـــران بـه شور و عشقبــــازی های تـوگلشنـــی حســرت بـــه دیـدار تـو رعنــا، ای شهید!جــز خــدا واقف نـشد بـــر  اوج  عـرفـان تــــو  كسچـــونكه گشتـــه عـاشـقت آخـر خــدا را ای شهید! تیـــــغ  هیبــت مـــی زنـی انـدیـــــشه ی فـرعُوْن رابـا یــــد بیضــائی ات ، مانند  موسی(ع) ای شهید! تــو عظیــم و اعظمـی ، عـاری  ز نـقصان و عـــــدمتــو شریـف و اشرفی  چون شاخ طوبـی ای شهید!مـوج مـوج از تــو سرازیــر است بــر رگهــای عـشقشــور سرمستی كـه در خــونست پیــدا ای شهید! بــی تـــــو  مـــی میـــــرد  جـهان   عزّت و امّیــدهابـی تــــــو می خشكد  گـل  راز  تـمنّـا  ای  شهید!تـو مــراد و عــــارفــــی در  گـــلسِــتان    معـــرفتجــلــوه ی روح تـــو را خواهم تماشــــــا ای شهیـد!بـر تـهیـدستـــان ، نـگاهــــــی از  حضور    پـاك بـاد چـشم یـــــاری دارد از عشــق  تـو  دادا ای شهید!
ارسال شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 ساعت 05:51 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس , 

سهمیه


ســه سال داشت،

که تلخ ترین طعم زندگی را چشید . .

وقتی وارد دانشگاه شد،

همه گفتند با سهمیه پدرش آمده است،

اما نمی دانستد

اوّل دبستان،

هنگامی که معلم گفت بنویسید بــابــا آب داد،

یک هفته در تب سوخت. .


تعداد صفحات : 6

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 | 
بسیجی با خدا  |  Designed By basijibakhoda
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic