بسیجی باخدا
تا زنده ام و نفس میکشم شکرت میکنم خدا

خطا از من است، می دانم. از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد"، اما به دیگران هم دلسپرده ام. از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین" ، اما به دیگران هم تکیه کرده ام. اما رهایم نکن... بیش از همیشه دلتنگم... به اندازه ی تمام روزهای نبودنم..."
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
تقویم امروز
تاریخ روز
وضعیت آب و هوا
حدیث
ذکر ایام هفته
تصاویر تصادفی

نظرسنجی


آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبیر در آیات قرآن
آیه قرآن

دانشنامه سوره های قرآن
سوره قرآن

کد همراه با قرآن
آیه قرآن تصادفی

کارنامه دفاع مقدس
جنگ دفاع مقدس

ارسال شده در سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 ساعت 12:10 ب.ظ توسط شهرام رحیمی


داداش هیچکی خبر نداره

وقتی به من میگفتن هلی کوپتر ایران

چه حالی در دلم بود!

من همش داخل میدون بازی یاد تو بودم


وقتی می گفتن وحید هاشمیان

هلی کوپتر ایران !

من فقط فقط به فکر تو بودم

اخه به تو وصل می شدم

مثل تو پر می کشیدم

پرواز می کردم

داداش هیچکی از حال من خبر نداره

هیچکی


مادر تا آخرین لحظه چشم انتظارت بود

می دونم الان پیشته و خوشحاله

اما داداش دلم برات تنگ میشه

کاش دیگه بیای خونه





شهید سرلشکر خلبان علی اصغر هاشمیان برادر وحید هاشمیان فوتبالیست ارزنده

کشورمان می باشند سرلشکر جاوید الاثر خلبان اصغر هاشمیان و سرلشکر جاوید الاثر

خلبان شیر علی آزادیان که در که در تاریخ 14 مهر ماه سال 1360 به قصد پایگاه دریایی

ام القصر عراق از پایگاه ششم شکاری بوشهر به پرواز درآمدند و از آن تاریخ به بعد به خانه برنگشتند.




یاد و نام مدافعان ایران زمین گرامی باد
ارسال شده در سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 ساعت 01:05 ق.ظ توسط شهرام رحیمی


فقر یعنی
اینجا کودکی کیف ندارد...
ارسال شده در سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 ساعت 01:04 ق.ظ توسط شهرام رحیمی


دلم برای پسرک سوخت وقتی گفتم: کفشهایم را خوب واکس بزن... گفت: آقا خیالتون راحت مث روزگارم سیاهش میکنم...
ارسال شده در سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 ساعت 12:51 ق.ظ توسط شهرام رحیمی


بابای من زنــده است

فقــط

بعد از جبهه رفتنش

در یــک قاب عکس

تاقچه نشیــن شده است

همیــن !
ارسال شده در سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 ساعت 12:49 ق.ظ توسط شهرام رحیمی


تا نبردی دیگر...
ارسال شده در سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 ساعت 12:47 ق.ظ توسط شهرام رحیمی


و چه زیبا مینوشتی و هنوزم نوشته هایت ماندگار است
ارسال شده در دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 ساعت 02:49 ب.ظ توسط شهرام رحیمی




پسر گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود
در یخچال را باز می کند
عرق شرم ... بر پیشانی پدر می نشیند
پسرک این را می داند
دست می برد بطری آب را بر می دارد

...
... کمی آب در لیوان می ریزد
صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم "
پدر این را می داند: پسر کوچک اش چقدر بزرگ شده است

♥الهی که هیچ پدری شرمنده خانوادش نشه♥
آمیییییییییییییییییییییییییییییین
ارسال شده در دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 ساعت 02:24 ب.ظ توسط شهرام رحیمی


این مطلب دیروز در سایت یکی از دوستانم دیدم و گفتم بد نیست شما هم بخوانید
این یک داستان واقعی است:

در ژاپن سگ معروفی با نام هاچیکو به دنیا آمد که زندگی و منش او به افسانه ای از یاد نرفتنی بدل گشت. هاچیکو سگ سفید نری از نژاد آکیتا که در اوداته ژاپن در نوامبر سال ۱۹۲۳ به دنیا آمد. زمانی که هاچیکو دو ماه داشت به وسیلۀ قطار اوداته به توکیو فرستاده شد و زمانی که به ایستگاه شیبوئی میرسید قفس حمل آن از روی باربر به پائین می افتد و آدرسی که قرار بود هاچیکو به آنجا برود گم می شود و او از قفس بیرون آمده و تنها در ایستگاه به این سو و آن سو میرود در همین زمان یکی از مسافران هاچیکو را پیدا کرده و با خود به منزل میبرد و به نگهداری از او می پردازد.
این فرد پروفسور دانشگاه توکیو دکتر شابرو اوئنو بود.
پروفسور به قدری به این سگ دلبسته می شود که بیشتر وقت خود را به نگهداری از این سگ اختصاص می دهد. دور گردن هاچیکو قلاده ای بود که روی آن عدد ۸ نوشته شده بود (عدد هشت در زبان ژاپنی هاچی بیان می شود و نماد شانس و موفقیت است) و پروفسور نام اورا هاچیکو می گذارد. منزل پروفسور در حومه شهر توکیو قرار داشت و هر روز برای رفتن به دانشگاه به ایستگاه قطار شیبوئی میرفت و ساعت ۴ برمی گشت. هاچیکو یک روز به دنبال پروفسور به ایستگاه می آید و هرچه شابرو از او می خواهد که به خانه برگردد هاچیکو نمی‌رود و او مجبور می شود که خود هاچیکو را به منزل برساند و از قطار آن روز جا می ماند.
در زمان بازگشت از دانشگاه با تعجب می بیند هاچیکو روبروی در ورودی ایستگاه به انتظارش نشسته و با هم به خانه برمیگردند از آن تاریخ به بعد هرروز هاچیکو و پروفسور باهم به ایستگاه قطار میرفتند و ساعت ۴ هاچیکو جلوی در ایستگاه منتظر بازگشت او می ماند، تمام فروشندگان و حتی مسافران هاچیکو را می شناختند و با تعجب به این رابطۀ دوستانه نگاه میکردند. در سال ۱۹۲۵ دکتر شابرو اوئنو در سر کلاس درس بر اثر سکتۀ قلبی از دنیا میرود، آن روز هاچیکو که ۱۸ ماه داشت تا شب روبروی در ایستگاه به انتظار صاحبش می نشیند و خانوادۀ پروفسور به دنبالش آمده و به خانه میبرندش اما روز بعد نیز مثل گذشته هاچیکو به ایستگاه رفته و منتظر بازگشت صاحبش می ماند و هربار که خانوادۀ پروفسور جلوی رفتنش را می گرفتند هاچیکو فرار میکرد و به هر طریقی بود خود را رأس ساعت ۴ به ایستگاه میرساند. این رفتار هاچیکو خبرنگاران و افراد زیادی را به ایستگاه شیبوئی می کشاند، و در روزنامه ها اخبار زیادی دربارۀ او نوشته می شد و همه میخواستند از نزدیک با این سگ باوفا آشنا شوند. هاچیکو خانوادۀ پروفسور را ترک کرد و شبها در زیر قطار فرسوده‌ای میخوابید، فروشندگان و مسافران برایش غذا می آوردند و او ۹ سال هر بعد از ظهر روبروی در ایستگاه منتظر بازگشت صاحب عزیزش میماند و در هیچ شرایطی از این انتظار دلسرد نشد و تا زمان مرگش در مارس ۱۹۳۴ در سن ۱۱ سال و ۴ ماهگی منتظر صاحب مورد علاقه‌اش باقی‌ماند.

وفاداری هاچیکو در سراسر ژاپن پیچید و در سال ۱۹۳۵ تندیس یادبودی روبروی در ایستگاه قطار شیبوئی از او ساخته شد.

تا امروز تندیس برنزی هاچیکو همچنان در ایستگاه شیبوئی منتظر بازگشت پروفسور است.
ارسال شده در دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 ساعت 12:07 ق.ظ توسط شهرام رحیمی


اگر کسی بخواهد ایمــــانش را حفــظ کند
حتی اگر شغلش پلیــــس امریکا هم باشد
حجابـــش را رعایت و نــمازش را می خواند

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِیكُمْ نَارًا ...

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوخت آن مردم و سنگهاست‏حفظ كنید بر آن [آتش] فرشتگانى خشن [و] سختگیر [گمارده شده] اند از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى‏كنند و آنچه را كه مامورند انجام مى‏دهند
(تحریم/6)
ارسال شده در یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 ساعت 09:32 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : شهدا , 

بدون شرح


تعداد صفحات : 10

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... | 
بسیجی با خدا  |  Designed By basijibakhoda
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic