تبلیغات
بسیجی باخدا - مطالب خانه و خانواده
بسیجی باخدا
تا زنده ام و نفس میکشم شکرت میکنم خدا

خطا از من است، می دانم. از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد"، اما به دیگران هم دلسپرده ام. از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین" ، اما به دیگران هم تکیه کرده ام. اما رهایم نکن... بیش از همیشه دلتنگم... به اندازه ی تمام روزهای نبودنم..."
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
تقویم امروز
تاریخ روز
وضعیت آب و هوا
حدیث
ذکر ایام هفته
تصاویر تصادفی

نظرسنجی


آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبیر در آیات قرآن
آیه قرآن

دانشنامه سوره های قرآن
سوره قرآن

کد همراه با قرآن
آیه قرآن تصادفی

کارنامه دفاع مقدس
جنگ دفاع مقدس

ارسال شده در پنجشنبه 28 فروردین 1393 ساعت 02:52 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : خانه و خانواده , 



«چن ژیائوتیان» تنها هفت سالش بود که پزشکان تشخیص دادند تومور مغزی کشنده‌ای دارد. این خبر به اندازه کافی برای خانواده بد بود، ولی اوضاع این خانواده وقتی بدتر شد که مادر او – «ژو لو»- چند ماه بعد مبتلا به بیماری کلیوی شد. حالا مادر و پسر باید برای زنده ماندن تقلا می‌کردند.

سال‌ها آن دو با بیماری‌شان مبارزه کردند تا اینکه بیماری «چن» پیشرفت کرد، او در نتیجه تومور، نابینا و فلج شد.
پزشکان می‌دانستند که چن خواهد مرد. در عین حال می‌دانستند که کلیه او با مادرش «جور» است و می‌تواند به مادرش کلیه بدهد. اما مادر قبول نمی‌کرد.تا اینکه پسر اصرار بیشتری کرد، او می‌خواست جان مادرش را نجات بدهد.

سرانجام مادر با این فرض که با این کار دست‌کم «بخشی» از پسرش در داخل کالبدش زنده خواهد ماند، قبول کرد.
حدود دو هفته پیش «چن» درگذشت و کلیه‌اش به مادرش پیوند زده شد. حالا مادر می‌تواند به زندگی‌اش ادامه بدهد.
قبل از شروع جراحی پزشکان به احترام او لحظه‌ای سکوت کردند، علاوه بر مادر، بافت‌های بدن او به دو بیمار دیگر هم اهدا شد.


بسیجی با خدا  |  Designed By basijibakhoda