بسیجی باخدا
تا زنده ام و نفس میکشم شکرت میکنم خدا

خطا از من است، می دانم. از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد"، اما به دیگران هم دلسپرده ام. از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین" ، اما به دیگران هم تکیه کرده ام. اما رهایم نکن... بیش از همیشه دلتنگم... به اندازه ی تمام روزهای نبودنم..."
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
تقویم امروز
تاریخ روز
وضعیت آب و هوا
حدیث
ذکر ایام هفته
تصاویر تصادفی

نظرسنجی


آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبیر در آیات قرآن
آیه قرآن

دانشنامه سوره های قرآن
سوره قرآن

کد همراه با قرآن
آیه قرآن تصادفی

کارنامه دفاع مقدس
جنگ دفاع مقدس

ارسال شده در جمعه 22 شهریور 1392 ساعت 09:19 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس , 




روز تولد مامانم بود

من و آبجیم می خواستیم برا مامانم کادو بخریم ، اما نمی دونستیم چی  مناسبه

دختر خاله ام می گفت: براش لوازم آرایشی بخرین ، اینطوری زخمای صورتش معلوم نمیشه . زشته یه معلم با سر و صورت زخمی و کبود بره سر کلاس...

 

مامانم خوب می دونست آرایش کردن برا شوهرش خیلی ثواب داره...

اما هیچوقت برا خودش از این چیزا نمی خرید

چون هر چی پول داشت رو خرج دارو و بیمارستان بابا می کرد

بابا هم که همیشه کتکش می زد ... فحش میداد و ...

من و آبجیم هم فقط گریه می کردیم...

بابام همیشه اینطوری نبود...

فقط وقتی موجی میشد ، اینکار رو می کرد...

می دونستم دست خودش نیست ... می دونستم مامان رو دوست داره...

 

تازه هنوز از قهرمانی های مادرم نگفتم

وقتی بابا رو موج می گرفت ، ما رو می برد توی اتاق

بعد خودش می رفت جلوی بابام تا کتک بخوره

اونقدر از بابا کتک می خورد که از حال می رفت

بهش گفتم : چرا اینکار رو می کنی؟

می گفت : آخه اگه من نروم جلو ، بابات خودش رو میزنه

من نمی خوام خودش رو بزنه ... من بابات رو دوست دارم

می خوام توی اجرش شریک باشم ...

می خوام یه ذره از فداکاری های زمان جنگش رو جبران کنم

بابا هم مامان رو خیلی دوست داشت

خودم می دیدم وقتی آروم میشد و می فهمید مادرمو زده ، زار زار گریه می کرد

می یومد و دست مامانمو می بوسید ... با گریه معذرت خواهی می کرد

اونوقت همگی گریه می کردیم ... بابا ... مامان ... من و آبجیم...

 

                                           خاطره ای از زندگی یک جانباز شیمیایی

                                           منبع: نشریه با شهدا در جمعه ، شماره ۷۶

 

مردم ! مدیونیم... مدیون!

چه کردیم در جواب این همه ایثار؟

به خودمون بیایم

بماند که رفتارمون با جانبازا طلبکارانه است

بماند که به خانواده ی شهدا  و جانبازا سرکوفت می زنیم

بماند که مدام میگیم : می خواستن نروند جبهه

انگار یادم رفته که اگه اینا نبودن ، ناموس مون خوراک هوسبازان گرگ صفت میشد

همه ی این نامردی هامون به کنار...

لااقل ببینیم طوری زندگی می کنیم که خدا می خواد..
ارسال شده در جمعه 22 شهریور 1392 ساعت 09:17 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : شهدا ,  دفاع مقدس , 


افسران - آخرین سواری بر دوش بابا ...!!!

«جعفر جنگروی» به سال 1333 در «فریدن» اصفهان متولد شد و در روز 27 بهمن ماه 1364، چند روز پس از آزادسازی بندر «فاو»، بر اثر اصابت موشک دوربردی که نزدیکی مقر فرماندهی «لشکر10 سیدالشهداء (صلوات الله علیه)» بر زمین خورد، بال در بال ملائک گشود.شهید «جعفر جنگروی»، در زمان شهادت، جانشین فرماندهی «لشکر 10 سیدالشهداء (صلوات الله علیه)» بود و با شهادتش، یکی از ارکانِ رکین لشکر مزبور، از میان رفت.

تصویری که مشاهده می‌کنید، در روز تشییع پیکر پاک شهید «جعفر جنگروی» برداشته شده است. «محمدحسین» پسر کوچک شهید، توسط همرزمانش، بر روی تابوت پدر نهاده شده است تا همه گان بدانند، آن که اینک بر دوش مردم، تا دروازه های بهشت بدرقه می شود، «رحیق مختوم»، را نه به «بهانه» که با بهایی سنگین به دست آورده است. ( برادر کوچک‌تر جعفر، با نام «علی جنگروی» به تاریخ اول مرداد ماه سال 1361، طی عملیات رمضان، خلعت شهادت پوشید. بر روی تابوتِ جعفر، تصویر هر دو برادر نصب شده است اما تصویر مشخص‌تر، متعلق یه علی است.)
ارسال شده در چهارشنبه 20 شهریور 1392 ساعت 08:41 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس , 

شیمیایی و سردشت،ظالم و مظلوم در جنگ



 

پس از حمله ی شیمیایی عراق به سردشت در غرب ایران بسیاری بسیاری این شهر را نخستین شهر قربانی جنگ افزار های شیمیایی در جهان پس از انفجار بمب هسته ای هیروشیما نامیدند . با این حال سردشت تنها شهری نبود که گرفتار فجایع وخیم استفاده از جنگ افزار های شیمیایی عراق شد .

کاربرد گسترده ی جنگ افزار های شیمیایی از سوی عراق در هشت سال جنگ تحمیلی علیه ایران آن چنان چشمگیر بود که این مسئله به عنوان جریانی مجزا در بررسی مسائل تاریخ جنگ تحمیلی یاد می شود .

با این حال همگان بر این باورند که عراق خود به تنهایی این توانایی را نداشت تا در چنین سطحی به جنگ افزار های شیمیایی و بیولوژیکی دسترسی داشته باشد . حضور سه جبهه ی آمریکا و اروپا و جامعه ی عرب در حمایت از عراق به خوبی دلالی دستیابی این کشور به این نوع جنگ افزار های شیمیایی که گازهای اعصاب نیز بخش عمده ای از آن را تشکیل می دادند نشان می دهد . آغاز هفته دفاع مقدس و سالروز آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ( 31 شهریور 1359 ) فرصت مناسبی است تا با پرداختن به یکی از جنجال برانگیزترین جنبه های این جنگ یعنی استفاده ی گسترده ی عراق از تسلیحات شیمیایی و بیولوژیکی در طول هشت سال جنگ تحمیلی از حقایق ناگفته و در عین حال تکان دهنده ای مربوط به کمک های خارجی به عراق و توان شیمیایی و بیولوژیکی این کشور در زمان جنگ پرده برداشته شود .

عراق در سال 1359 برای تولید مقادیر قابل توجهی از سلاحهای شیمیایی و بیولوژیکی توانایی چندانی نداشت با این حال با انتقال مقادیر قابل توجهی از این مواد از شوروی سابق و همچنین خرید تجهیزات ویژه از کشور های اروپایی و امریکا برای نیل به هدف بلند مدتش یعنی تولید مستقل جنگ افزار های شیمیایی گام های چشمگیری برداشت . یکی از عمده ترین و در عین حال بحث برانگیز ترین خرید های مربوط به مواد و تجهیزات شیمیایی از سوی عراق به انعقاد قراردادی میان این کشور و آلمان غربی مربوط می شود .

در آغاز زمستان 1982 میلادی ( 1361 ه.ش ) عراق آشکارا به عقد قرارداد خرید تجهیزات فنی گوناگون از شرکت تدارک کننده ی وسایل فنی – شیمیایی آلمان غربی به نام « دری رایخ » اقدام کرد . عراق همچنین جهت تولید عوامل اعصاب به خرید مواد شیمیایی قابل ملاحظه ای از منابع غربی از جمله آمریکا اقدام نمود اما آن چنان که در ادامه بیان خواهد شد ، این کشور آن چنان به طور گسترده از تجهیزات شیمیایی و بیولوژیکی در جنگ استفاده کرد که خود آمریکا پس از کاربرد عوامل عصبی از سوی عراق در یکی از نبرد های عمده جنگ تحمیلی در مارس  1984

 ( 1363 ) از فروش هر نوع ماده ی شیمیایی به عراق خودداری کرد . عراقی ها از ابتدای جنگ با اتخاذ سیاست ویژه ای در باره ی کشور های اروپایی و بهره برداری از موقعیت یک مشتری پر و پا قرص به خرید وسایل و مواد اولیه از منابع گوناگون و تاسیس کارخانه های ساخت و تولید جنگ افزارهای شیمیایی مبادرت کردند .

در سالهای ابتدایی جنگ یکی از مقام های برجسته پنتاگون دراین باره اظهار داشته بود : « ما می دانیم دو کارخانه ای آلمان غربی عراق را در تولید جنگ افزارهای شیمیایی یاری می کنند یکی از آنها نقش برجسته ای در این امر دارد و هنوز هم در عراق به کارش ادامه می دهد . » این مقام آمریکایی هم چنین اعلام کرده بود : « این کارخانه علاوه بر ماده ی « پستی زیدن » احتمالا گاز خردل و گاز اعصاب هم تولید می کند .

» یکی دیگر از این نوع کارخانه ها به نام کارل کلب در نزدیکی فرانکفورت واقع است واز نظرآمریکایی ها این کارخانه منبع تاسیساتی است که درعراق برای تولید «پستی زیدن» وهم چنین گارهای سمی برای تولید جنگ افزارهای شیمیایی عراق فعالیت می کند . یکی از رهبران مبارز جبهه ی کردستان عراق نیز در سالهای نخستین جنگ گزارش داده بود که کارشناسان آلمان غربی در نزدیکی سامرا مشغول تولید جنگ افزار های شیمیایی برای نیرو های عراقی هستند . کرده ها مطرح کردند که کارشناسان آرژانتینی و برزیلی نیز در کارخانه های تولید جنگ افزارهای شیمیایی عراق مشغول به فعالیت هستند . برخی منابع کرد عراق همچنین گزارش داده بودند که دو کارخانه در غرب عراق و در نزدیکی مناطق « الکاشات » و « القائم » که اصولا برای تولید کود شیمیایی تخصیص داده شده بودند کارخانه ی دیگری در مجاورت « البرسیا » و در نزدیکی منطقه بی طرف مجاور مرز کویت و چهارمین کارخانه نیز در 12 کیلومتری شمال « سماوه » در پایین دره « فراست » واقع شده بودند که به منظور تولید مواد شیمیایی مورد نیاز عراق در جنگ با ایران به فعالیتشان ادامه می دهند .

در سالهای نخستین جنگ استفاده ی عراق از تسلیحات شیمیایی آن چنان وسعت یافته بود که نمایندگان دولت هایی که در مذاکرات خلع و کاهش تسلیحات شیمیایی در ژنو گرد هم آمده بودند نسبت به این مساله اعتراف کرده بودند . نمنایندگان این کشور ها در گزارششان آورده بودند کحه دولت های غربی از جمله آمریکا و انگلیس مدت هاست که شعباتی از این کارخانه ها را که در عراق به تولید جنگ افزار های شیمیایی اشتغال دارند تحت نظارت خود دارند . گزارش های آنها نشان می داد که در سالهای ابتدایی جنگ عده ی کثیری از تکنسین های آلمان غربی به طور غیر عادی در تاسیسات سری عراق که احتمالا گاز سمی در آنها تولید می شده است رفت و آمد می کردند . با این حال این موضوع هیچ گاه در سطح بین الملل فاش نشد .

همچنین در آن زمان مشخص شد که شواهدی مبنی بر این که انگلیس نیز یکی از کشور های تدارک کننده ی وسایل و مواد شیمیایی به عراق است وجود داشته است . کشف محموله ی مواد سمی شیمیایی در یک کشتی به ثبت رسیده ی عراقی در بندر نرماندی فرانسه که طی آن چهار بطری حاوی سموم قوی شیمیایی در آنجا پخش شده بود موجب شد که پلیس فرانسه در این مورد به مردم اعلام خطر کند . این کشتی مقدار 35 هزار تن « دی متیل فسفونات » را از بندر لیورپول انگلستان به مقصد کویت و از آن جا به عراق حمل می کرد . دی متیل فسفونات که به مبلغ 500 هزار لیره ی انگلیس خریداری شده بود ظاهرا برای استفاده در کارخانه ی پتروشیمی بغداد تهیه شده بود ولی عراقی ها از آنها برای تبدیل به جنگ افزار های شیمیایی بهره برداری می کردند .

به همین علت « تونی بانکر » نماینده ی حزب کارگر در پارلمان انگلیس ضمن گفت و گو با خبرنگاران این اقدام دولت انگلستان را یک معامله ی رسوا کننده نامید . از سوی دیگر شرکت پتروشیمی « فیلیپس » که شعبه ای از یک شرکت آمریکایی در بلژیک بود ماده ی اولیه برای تولید ماده ی سمی « خردل » را در ژوئن 1983 و مجموعا 500 تن « تودی گلیکول » را به مسئولین اداره ی دفع آفات و سموم نباتی عراق که از طریق شرکت هلندی به نام « کلی بستر نیوزن » سفارش داده شده بودند . بعد ها مشخص شد که از این مواد برای تولید سلاح های شیمیایی و میکروبی در جریان جنگ تحمیلی علیه ایران استفاده می شد .

در سال 1986 ( 1365 ه.ش ) نیز مشخص شد که به رغم کنترل شدید وزارت امور خارجه و اقتصاد هلند حداقل دو شرکت هلندی از اجرای دستور العمل دولت متبوعشان درباره ی عدم صدور مواد شیمیایی به عراق خودداری کرده و مواد شیمیایی لازم را برای تولید گازهای سمی به این کشور ارسال کرده بودند . پس از آن نیز فاش شد که عراق با خریدن مواد شیمیایی از آمریکا ، آلمان غربی ، هلند و کمک کارشناسان آلمان غربی و نظارت سایر دولت ها موفق گردیده که چندین تن گاز اعصاب در هر هفته تولید کند و همزمان با تولید مواد شیمیایی در کارخانه هایش به توسعه و خرید مقادیر قابل توجهی از تجهیزات حفاظتی – شیمیایی از اروپای غربی و احتمالا شوروی نیز اقدام کرده بوده است . شرکت آلمانی « وست » در هامبورگ نیز در آن زمان ماشین آلاتی به ارزش 20 میلیون مارک برای تولید مواد شیمیایی « فسفر تری کلراید » و « فسفوروس اکی کلراید » به عراق فروخته بود .

مجله ی « اشترن » چاپ آلمان ضمن اعلام این خبر افزوده بود که این مواد شیمیایی هم می تواند هم به عنوان ماده ی اولیه ی سموم دفع آفات اشتفاده شده و هم از آن می توان بمب های شیمیایی دارای گازهای اعصاب « تابون » و « سارین » تولید کرد . از نکات جالب توجه مربوط به گزارش های فروش تسلیحات شیمیایی به عراق می توان به گزارش مجله ی هفتگی فرانسوی اشاره کرد . این مجله در گزارشی نوشته بود که دو شرکت آلمانی به نام های مل خمی – بی وی واقع در آرنم و واقع در ترنیوزن در آلمان غربی اخیرا تحت عنوان « مصارف کشاورزی » مقداری مواد شیمیایی به عراق صادر کرده اند که این مواد در کارخانه ای واقع در شمال غربی بغداد به گازهای سمی قابل استفاده در جنگ تبدیل می شده است . گذشته از نکات یاد شده شاید نتوان گفت که کشور های عربی در جریان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران کمک های چندان شیمیایی و بیولوژیکی به عراق ارسال کردند اما مجاورت این کشور های با عراق یکی از عمده ترین نکاتی بود که اروپا و غرب از این طریق تسلیحات شیمیایی شان را به عراق ارسال می کردند .

سیستم حمل و نقل نظامی که از طریق کویت و اردن به عراق ختم می شد به عناون یکی از شاهراه های اصلی تغذیه ی عراق از تسلیحات و مواد شیمیایی محسوب می شد . در مجموع طبق آماری که بسیاری از منابع رسمی داخلی و خارجی پس از پایان جنگ اعلام کردند در حین جنگ بیش از 26 هزار تن از سربازان ایران در اثر استفاده ی عراق از تسلیحات شیمیایی و بیولوژیکی به شدت مجروح شدند و تعداد زیادی از آن ها نیز شهید شدند .

 

1) علایی،‌حسین- جنگ شیمیایی، تهدید فزاینده، انتشارات اطلاعات، 1367 صفحات 105-107.

 

2) ابوغزاله، عبدالحلیم، مترجم: نادر نوروز شاد، جنگ عراق و ایران، موسسه‌ی مطالعات سیاسی فرهنگی اندیشه ناب، 1380، صفحات 64 و 65

ارسال شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 ساعت 10:23 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : شهدا ,  دفاع مقدس , 

در طول هشت سال جنگ ایران و عراق تقریبا 2.132.50 نفر‫‏ شهید شدند.


در بدن ‫ انسان سالم تقریبا 5/5 نیم لیتر خون وجود دارد...

مساحت کف دست انسان تقریبا 76 سانتی متر مربع است.

حال حساب کنید :

برای پس گرفتن هر وجب این خاک چقدر خون ریخته شده ؟؟؟؟

جواب: برای هر وجب خاک ایران ، 51 قطره ‫‏ خون شهید داده شده .

بماند که عده ای هم زخمی و جانباز شدند.

اون زمان خونشونو دادن الانم دارن از دست ما خون دل میخورن.

و ما باز هم شرمنده ایم ..
ارسال شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 ساعت 10:20 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس , 

خیلیهایشان سرباز صفر بودند.

حتی بعضی آنقدر نمیدانستند که ایرانیها مسلمانند!!!

مجاهدین عراقی ای که به اجبار بجنگ آمده بودند و فرار میکردند بجبهه ایران یا سربازهایی که بعد از اسارت تازه میفهمیدند بعثیها طرف حق نیستند...

اسماعیل اسمشان را "تواب" گذاشته بود.

توی آسایشگاه تواب ها را شناسایی کرده بود و با تک تکشان حرف میزد و رفیق میشد.

تعدادشان که زیاد شد اسماعیل با آنها تیپ 9 بدر را تشکیل داد و خودش شد فرمانده شان...

همین عراقی ها،بعدا بخواست خودشان در جبهه ایران علیه بعثی ها میجنگیدند...
ارسال شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 ساعت 10:18 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس , 

مادرم هرگز نکنم تورا فراموش
تا زمانی که با خاک شوم هم اغوش
ارسال شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 ساعت 09:55 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : شهدا ,  دفاع مقدس , 

محل عکس برداری ، ارتفاع 112 ، واقع در شمال منطقه ی عملیاتی «فکه» است.

پیکر این شهید که پس از 12 سال ، چهره نمایانده است ،

ویژگی بسیار بارز و تکان دهنده ای دارد.

دست ها و پاهای جسد با سیم تلفن بسته شده

و در غربت و مظلومیت بی مانندی ، به احتمال قوی ، زنده به گور گردیده است.

سیم تلفن های دور پاها به خوبی مشخص است.

این معامله ای است که بعثی ها با بسیاری از بسیجیان و پاسداران مظلوم

گرفتار شده در حلقه ی محاصره ی فکه کردند.
ارسال شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 ساعت 09:53 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس , 

آیا می دانیم آنهایی که برای آرامش و آسایش ما و دفاع از ایران زمین آسایش خویش را فدا کردند، اکنون در چه حالی هستند؟؟؟
امروز کافی است یک دختر با حجابی بره خوانندگی کنه، صدهزار نفر تشویقش می کنند و درود می فرستند بر شجاعتش...!!!!
شجاع شما بودید که بدون هیچ ادعایی از جانتان برای دفاع از ایران زمین گذشتید.


ارسال شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 ساعت 09:52 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : ازدواج ,  دفاع مقدس ,  شهدا , 

قدیما عکس های عاشقی اینجوری بود !!!!

اما حالا چی...!!!
ارسال شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 ساعت 09:52 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : شهدا ,  دفاع مقدس ,  ازدواج , 

قدیما عکس های عاشقی اینجوری بود !!!!

اما حالا چی...!!!


تعداد صفحات : 11

 | ... |  4 |  5 |  6 |  7 |  8 |  9 |  10 |  ... | 
بسیجی با خدا  |  Designed By basijibakhoda
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic