بسیجی باخدا
تا زنده ام و نفس میکشم شکرت میکنم خدا

خطا از من است، می دانم. از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد"، اما به دیگران هم دلسپرده ام. از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین" ، اما به دیگران هم تکیه کرده ام. اما رهایم نکن... بیش از همیشه دلتنگم... به اندازه ی تمام روزهای نبودنم..."
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
تقویم امروز
تاریخ روز
وضعیت آب و هوا
حدیث
ذکر ایام هفته
تصاویر تصادفی

نظرسنجی


آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبیر در آیات قرآن
آیه قرآن

دانشنامه سوره های قرآن
سوره قرآن

کد همراه با قرآن
آیه قرآن تصادفی

کارنامه دفاع مقدس
جنگ دفاع مقدس

ارسال شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 ساعت 09:49 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : مطالب برگزیده ,  دفاع مقدس ,  شهدا , 

دلت که هوای بابا را بکند

دیگر نه کربلا میخواهی نه عاشورا

فقط چشمانت خرابه شام میبیند

و دختری که آرام بابا را ناز میکند


راستی قرار نیست بیایی؟

مدت هاست که برای امدنت

اسفند دود کرده ایم , بابا


امان از دل ِ مادران و همسران و فرزندان ِ شهدای مفقود الاثر!

یک عمر انتظار...سخت است!!
ارسال شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 ساعت 02:52 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس , 

بچه های خاك و بارون یادته ریختن تو میدون؟
مادراشون پشت شیشه پدراشون ته دالون؟

پس چرا با تو غریبه ن نسل بی خاطره من؟
یادتون نیس كه چه جوری واسه هم دیگه می مردن؟

پاش بیافته باز دوباره روی مغربت می بارن
باز توی منطقه مین دست و پا رو جا می ذارن

ارسال شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 ساعت 02:49 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس ,  فرهنگی , 


جبهه، یک جایی همین نزدیکی هاست.

باید پیدایش کرد.

تقدیم به دوستان محصّل
ارسال شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 ساعت 02:45 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس ,  شهدا , 


تمام کن قصه ی مرا…

وقتی دلتنگم برایت
تنها آمده ام،
با قربانی ای برای تو
سر و دل و جان ...
بپذیر از من و تمام کن قصه ی مرا…
ارسال شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 ساعت 02:43 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس , 

ـﮧ 28 خرداد سال 67◣

✔صـ✘ـدام کـﮧ سلاح هاے پیشرفتـﮧ زیادے

در اختیار منافقیـ✘ـטּ قرار داده بود✦

عملیات مشترکے را با همكارے یگاטּ هاے پیاده منافقیـ✘ـטּ

و با هدف تصرف شهر //مهراטּ// انجام داد

آتش سنگیـטּ توپخانـﮧ عراق شهر خالے از سكنـﮧ //مهراטּ// را كاملا ویراטּ ساخت

منافقیـ✘ـטּ شهرے را تصرف كردند كه هیچ گونـﮧ جاندارے در آטּ نبود✦

اما آنها مے خواستند اینگونـﮧ القا کنند

کـﮧ فتح بزرگے انجام داده اند

و نام آטּ را 【عملیات چلچراغ】 نهادند● ● ●
ارسال شده در شنبه 16 شهریور 1392 ساعت 09:12 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس ,  شهدا , 

حرف درگلویم بسیار است امابازهم...
این باربغض برصدایم پیروزمی شود.
فقط می تونم بگم شرمنده ایم..... .
شرمنده ی چشمانت مادرم
ببخش مرا اگر آرمان های زیبای فرزندت گم شده است... .
فردای قیامت شفاعتمون کنید... .
جان مادرتون زهرا

ارسال شده در شنبه 16 شهریور 1392 ساعت 09:11 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس ,  فرهنگی ,  حجاب , 

از : شـــهـــدا

به : مــــــــــا

ایــــن قـــــرارمــــون این نـــبــــود ...
ارسال شده در شنبه 16 شهریور 1392 ساعت 01:08 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس , 

هم قد گلوله ی توپ بود

گفتم: چه جوری اومدی اینجا ؟

گفت: با التماس!

گفتم: چه جوری گلوله رو بلند میکنی میاری؟

گفت: با التماس!

به شوخی گفتم: می دونی آدم چه جوری شهید میشه؟

لبخندی زد و گفت: با التماس!

تکه های بدنش رو که جمع می کردم،

فهمیدم چقدر التماس کرده....
ارسال شده در شنبه 16 شهریور 1392 ساعت 01:08 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس , 

کارش تا ظهر طول کشید. وقتی خسته و کوفته بر می گشته مقر، آقا مهدی می بیندش. خستگی بخشی نیا توجه آقا مهدی را به خود جلب می کند، تعقیبش می کند تا ستاد فرماندهی. آن جا اسم، مشخصات، محل کار و مأموریت بخشی نیا را می پرسد. آن وقت می رود، پیشانیش را می بوسد.
" من شرمنده ام. جداً از شما خجالت می کشم که این همه زحمت می کشید."
بخشی نیا که انتظار چنین برخورد غافلگیرانه ای را نداشت، سرش را پایین می اندازد؛ شرمنده و حیران می گوید: " ما که کاری... "
بغض امانش نمی دهد. های های می نشیند به گریه کردن.
ارسال شده در شنبه 16 شهریور 1392 ساعت 01:07 ب.ظ توسط شهرام رحیمی

موضوع : دفاع مقدس , 

شهیدان از شما شرمنده هستیم
که دنیای دنی را بنده هستیم
زبانی یادتان را پاس داریم
به میدان عمل بازنده هستیم
شما محبوب درگاه الهی
ولی ما از گنه آکنده هستیم
شهیدان دست ما را هم بگیرید
سرود توبه را خواننده هستیم


تعداد صفحات : 11

 | ... |  5 |  6 |  7 |  8 |  9 |  10 |  11 | 
بسیجی با خدا  |  Designed By basijibakhoda
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic